سایت گروه بین المللی کاریکاتور شیراوژن به آدرس زیر افتتاح شد :
http://shirozhan.com/
در بخش " درباره ما " ی این سایت می تونید با اعضای گروه آشنا بشید !
+
نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:27 توسط بهزاد ریاضی
|
مسئله را پیچیده نکنیم ............. وقایعی در کشور اتفاق افتاده که
باعث تاثر و رنجیدن خاطر مردم شده .... بالای صد نفر از کاریکاتوریست ها
هم اعم از حرفه ای و آماتور هر کدام بنا به برداشت خودشان از این وقایع
شخصا تصمیم به امضای بیانیه تحریم دوسالانه گرفته اند ... بیانیه ای که
توسط سایت پرشین کارتون پیشنهاد و ارائه گردید ...
در این خصوص چند موضوع قابل تامل و بررسی است :
1. بیانیه و اهداف آن
2. واکنش مسئولین به این حرکت
3.تاثیر تعویق دوسالانه بر کاریکاتور ایران
.....................................................................................................................................
در مورد بیانیه و اهداف آن باید گفت این بیانیه بصورتی واضح نوعی اعتراض به مسائل اخیر و همدردی با مردم است .. هرچند
کاریکاتوریست ها خصوصا در سالهای اخیر بشدت به وضعیت صنفی و حقوقی خود
معترض بوده اند اما بیانیه مذکور نباید بصورت فرصتی بدست آمده از جریانات
بعد از انتخابات در جهت احقاق حقوق شخصی کاریکاتوریست ها یا مواردی از
این دست تلقی شود ( همانطور که حسین صافی در مطلب بسیار زیبایش بیان کرده
ما موج سواری بلد نیستیم ) .....
در مورد بیانیه مورد دیگری هم به متن آن بر می گردد که پرداختن به آن
از آنجا که نیت اصلی بیانیه روشن است چندان ضرورتی ندارد تنها ذکر این
نکته کافی است که بیانیه کمی شتابزده نوشته شده و در جزئیات ایراداتی بر
آن وارد است مثل قسمتی که خنداندن مردم در شرایط فعلی جایز شمرده نشده که
چندان ربطی به موضوع ندارد و یکی از تلاشهای کاریکاتوریست ها همیشه این
مسئله بوده که کاریکاتور صرفا وسیله خنداندن نیست !
.........................................................................................................................................
واکنش مسئولین به این حرکت
.... به تعداد افرادی که بیانیه را امضا کرده اند کاری ندارم ... افرادی که آن را امضا کرده اند برایم مهم هستند
در میان امضا کنندگان می توان نام حدود ده نفر از برندگان جوایز اصلی ( اول تا سوم ) دوسالانه های گذشته را دید که آثارشان همواره نقش تعیین کننده ای در کیفیت دوسالانه داشته است.... همچنین تعدادی از داوران
. همکاران دوسالانه . اعضای هیات انتخاب آثار . شورای برنامه ریزی و
ستاد اجرائی هم در این میان حضور دارند که نمی توان تجربیاتشان را در
برگزاری بهتر این رویداد نادیده گرفت
در یک کلام جمع قابل توجهی از نخبگان کاریکاتور خواهان تعویق دوسالانه اند ... دوسالانه از لحاظ کیفی به حضور این افراد نیازمند است و مسئولین نمی توانند بدون توجه از کنار این مسئله عبور کنند .
اگر مسئولین اصرار بر عدم واکنش به این قضیه و برگزاری دوسالانه داشته باشند می توانند مطمئن باشند که تحریم دوسالانه تاثیری بر کمیت آن نخواهد داشت معمولا در حدود هزار نفر از ایران در دوسالانه شرکت می کنند و آمار تغییری چندانی نخواهد کرد چون از این میان هشتاد درصد اصلا کاریکاتوریست نیستند ( همانطور که در دوسالانه هفتم از میان 2716 اثر رسیده 2441 اثر توسط هیات انتخاب آثار رد شد)
اما امید است که این دید آماری رایج در کشور لااقل در دوسالانه باعث نادیده گرفتن واقعیات نشود .
........................................................................................................................................
تاثیر تعویق دوسالانه بر کاریکاتور ایران
دوسالانه گرچه فستیوالی بین المللی است اما بزرگترین بعدش تاثیر داخلی آن است. تعویق دوسالانه سوای هر دلیلی تاثیری بر کاریکاتور می گذارد که نیازمند واکنش صحیح است .
دوسالانه کاریکاتور تهران در هر دوره بهتر از دوره قبل برگزار می شد و جریانی را سبب شده بود که باعث ارتقاء کاریکاتور و موقعیت کاریکاتوریست های ایرانی می شد ... این دو مسئله به موازات هم پیش می رفتند و شور و هیجان کاریکاتوریست ها از برگزاری این جریان را حاصل می شدند ... این امر باعث تولید انرژی شد که در دوسالانه هفتم به اوج خود رسید ... دوسالانه هفتم بهترین دوسالانه کاریکاتور در طول تاریخ برگزاری بود ... بازدید مردم . توجه مسئولین . پوشش وسیع خبری و اطلاع رسانی عالی . انضباط و استقبال و مشارکت کاریکاتوریست ها در کلیه مراحل آن بی سابقه بود اما این جریان رو به رشد سیر صعودی اش را بعد از دوسالانه هفتم از دست داد ... نیاز به آسیب شناسی دارد که چرا دوسالانه جلو می رود اما جایگاه کاریکاتور و موقعیت کاریکاتوریست عقب گرد پیدا کرده ؟؟ به قول یکی از اساتید کاریکاتور تبدیل به مرده ای شده که در جریان دوسالانه از قبر بلند می شود و بعد از آن دوباره در قبر می خوابد تا دوسالانه بعدی ...
تعویق دوسالانه که نشان از توجه مسئولین و احترام آنها به تصمیم کاریکاتوریست ها ( صاحبان اصلی دوسالانه) دارد می تواند به فضایی برای آسیب شناسی و بهبود آن تبدیل شود .
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 2:12 توسط بهزاد ریاضی
|



جشنواره جوانان کشور یه امتیاز ویژه داره و اون رقابت حضوری هنرمندان
جوانه .... از این جهت یه جشنواره خاصه ... دیدن دوستان ... تجدید خاطرات
... بازیگوشی و شیطنت های خاص برو بچه های درگیر هنر و از همه مهمتر
کارکردن در کارگاه کنار هم ( مفهوم واقعی رقابت درعین رفاقت !!.... حال خودم
بهم خورد از این جمله کلیشه ای ... انگار طرفدار پرسپولیس بین استقلالی ها
نشسته رو به دوربین 90 اینو می گه......... )
تیم
ما (تهران) یه تیم 8 نفره بود که در رشته های کاریکاتور . نقاشی. گرافیک .
حجم و طراحی شرکت کرد .. جالب اینکه 6 نفر از ما از دانشکده هنرهای زیبا
بودیم .... در آخر هم من در رشته کاریکاتور . مرتضی قنبری در طراحی و
بهداد نیک امجاد در گرافیک لوح تقدیر و جایزه نقدی گرفتیم ( البته بخاطر
یه سهل انگاریهایی جایزه من و بهداد رو هنوز ندادن .... دنبالشیم ...
امیدواریم ملا خور نشه ! )
از
صبح ساعت 9 کار می کردیم تا نهار ... نهار رو تو کارگاه می خوردیم ...
خیلی مزه می داد ... مثل نقاشهای ساختمان کف زمین .. دور هم ... بعد
دوباره شروع می کردیم تا 6 بعدالظهر


محمود
آزادنیا دوست باحالم که از مشهد تو بخش کاریکاتور شرکت کرده بود دوتا
استعداد بزرگ داره اولی استعداد عجیبش در لیچار گوییه .... لیچارهای محمود
بلاتشبیه مثل سخن سعدی شیرین و بجاست .............. از آنجا که خودم مدتی
در عرصه لیچار سیر کردم قاطعانه اقرار می کنم که محمود واقعا یه نابغه است
در این وادی ... دومین استعداد محمود نقاشیه ... واقعا استاده و ترکیب رنگ
رو خیلی خوب می شناسه .... محمود روی لباسش یه پیپ کشیده که واقعا طبیعیه
و بارها خودش رو هم به اشتباه انداخته ...... چون این پیپ رو از روی پیپ
خودش کشیده





اردشیر
رستمی یکی از داورهای بخش کاریکاتور بود ... من واقعا دوسش دارم ... باید
با این آدم مثل یه گل رفتار کرد بس که احساسات لطیفی داره ... متاسقانه
زندگی برای اینجور آدمها آسون نیست ... خیلی بده آدم اینقدر حساس باشه و
سر و کارش به آدمهای بدون درک و با فهم پایین بیافته ........ رفتار بدور
از ادب بعضی از پرسنل جشنواره در روز اول (پس گرفتن وسایل کار از
کاریکاتوریست ها ) عمیقا اردشیر رو ناراحت کرد ....


.......
در این جشنواره قرار بود هنرمندان 25 کشور هم شرکت کنند که با توجه به
جریانات اخیر در ایران تنها 9 کشور که احتمالا از ایران ناامن تر بودند
هنرمندانشان را فرستادند ... کشورهایی نظیر افغانستان و پاکستان و بنگلادش
و ...... برگزار کنندگان جشنواره هم انصافا بهشون حال دادن .... بالاخره
ایرانی ها همیشه در مقابل خارجی می خواد مال هر دهاتی باشه اعتماد بنفسشون
رو از دست می دن و زیادی طرف رو پروار می کنن ........ یکی از هنرمندان
آفریقایی در بخش نقاشی تابلویی از چهره یکی از مسـئولین اصلی جشنواره کشید
که عرق شرم رو بر پیشانی هرچی پاچه خواره تو عالم جاری می کرد ... نمی
دونم این اثر !! چه ربطی به موضوع بخش نقاشی داشت که جایزه هم گرفت !
تصویر
زیر نقوش روی دست یکی از شرکت کنندگان خارجی است ... از آنجا که جالب
بودند ازش خواستم عکسش را داشته باشم ........... دختری بود از پاکستان


+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:29 توسط بهزاد ریاضی
|
تابستون امسال به گروه کودک و نوجوان در خانه کاریکاتور طراحی و کاریکاتور درس می دادم..تجربه جالبی بود...شاگردای خوبی داشتم...همشون بچه های خوب و با استعداد و دوست داشتنی بودن...سر و کله زدن با بچه ها و صحبت کردن با والدینشون رو بعد از کلاس دوست داشتم...همه مادرا فکر می کنن بچشون با استعدادترینه...یه پدیده خاص در بین هم سالانش...معمولا مادرارو ناامید نمی کردم و می گفتم من هم پی به این نکنه بردم!!
خودم شش سال پیش هنرجوی خانه کاریکاتور بودم..احساس می کنم زود بزرگ شدم..این سالا خیلی سریع گذشتن...به شوخی به عباس زاهدی(کاسنی) می گفتم من هم یه روز پشت همین نیمکتا می نشستم!!

خیلی دوست داشتم این کارتو به شاگردام نشون بدم ولی تو تابستون هرچی گشتم پیداش نکردم...بالاخره هفته پیش اتفاقی لای یه کتاب پیداش کردم...
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 15:40 توسط بهزاد ریاضی
|
ایران کارتون:
نگارخانه ی دائمی خانه کاریکاتور اقدام به برپایی نمایشگاهی از آثار کارتون گروه بین المللی "شیراوژن" (Shirozhan) نموده است.
گروه شیراوژن تنها گروه بین المللی غیردولتی کارتون ایران است که از
نمایشگاه های سالانه ی این گروه شاهد حضور کارتونیست های بزرگ معاصری
هستیم که با آثار اصل شان دعوت این گروه را پذیرفته اند.
در هشتمین نمایشگاه شیراوژن علاوه بر اعضای اصلی (حمیدرضا مسیبی،
پائولودالپونته از ایتالیا، مرتضی آذرخیل، محسن رسول اف و بهزاد ریاضی)،
میهمانی از داخل و خارج از کشور این گروه را همراهی می کنند.
میهمانان داخلی را برگزیده ای از زنان کارتونیست تبریز (نعیمه نیکورای،
سودا جنتی راد، ندا تنهایی مقدم، بهناز عبدالله پور، مینا خلیفه زاده) شکل
داده اند. همچنین پاول کنستانتین و فلورین دوروکریهانا (رومانی)، اولگ
گوتسول (اوکراین) و کریستوبال رینوزو (آرژانتین) بزرگانی هستند که مهمانان
خارجی امسال این گروه می باشد.
علاقمندان جهت بازدید از این نمایشگاه می توانند از 10 الی 18 مردادماه
1387 از ساعت 9 الی 17 به نشانی: تهران، خیابان کریم خان، روبروی کلیسا،
بوستان حضرت مریم (س) مراجعه نمایند.
گفتنی است مراسم افتتاحیه روز سه شنبه 8 مرداد سال جاری از ساعت 16 الی 19 در مکان یاد شده برگزار می گردد.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 12:50 توسط بهزاد ریاضی
|

این کاریکاتور را به نیت جشنواره کاریکاتور بلگراد با موضوع تمبر کار کردم..اتودش را در کافه گالری نیاوران زدم و محسن رسول اف اولین کسی بور که اتود را دید و تایید کرد...اجرای اول(کار بالا) را زیاد نپسندیدم و آن را برای جشنواره ملانصرالدین آذربایجان فرستادم و اجرای دوم بنظرم بهتر شد که برای بلگراد فرستادم..جالب اینکه این کار در بلگراد نتیجه ای نگرفت ولی در آذربایجان موفق به در یافت لوح تقدیر شد..خودم این کار را خیلی دوست دارم..مخصوصا حالت انحنای کرم روی تمبر را.......
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:24 توسط بهزاد ریاضی
|
سر زدن به تالار گفتگوی کاریکاتوریست های روس در سایت کارتون بلوس برای من
خیلی جالبه....به این خاطر که آنجا شاهد گفتگوهای رک و بی پرده پوشی
کاریکاتوریست های روس بین خودشان هستم....
مدتی
قبل که به این بخش سایت سر زده بودم در بخش آرشیو به گفتگویی برخوردم
مربوط به چند ماه قبل...از آنجا که موضوع بحث در مورد جشنواره آناپای
روسیه بود و من هم جزو برندگان ان جشنواره بودم کنجکاو شدم و صفحات مربوط
به این گفتگو را باز کردم که در یکی از صفحات موضوعی مطرح شده بود که به
عنوان یک کاریکاتوریست ایرانی واقعا ناراحتم کرد:
سرگی سیچنکو کاریکاتوریست یهودی روسی الاصل ساکن شهر حیفا (اسرائیل)گفته بود :
دوستان
عزیز من قبلا کاریکاتوری را که شرکت کننده ایرانی حسام پیرایش نیا با آن
لوح تقدیر جشنواره آناپا را کسب کرده دیده ام...این کار را یک
کاریکاتوریست امریکایی که اسمش را فراموش کرده ام قبلا کار کرده و شک
ندارم که کاریکاتوریست ایرانی کار را عینا کپی کرده...لطفا اگر کسی این
کار را دیده هر دو کار را در این صفحه کنار هم بگذارد.
چند روز بعد آندری فلدشتین کاریکاتوریست روس ساکن آمریکا در جواب سیچنکو نوشته بود:
سرگی
عزیز حق کاملا با توست این کار در سال 1988 توسط گری لارسون کاریکاتوریست
آمریکایی کشیده شده...من هر دو کار را در اینجا کنار هم می گذارم...کار
دقیقا کپی شده...منتظر نظر بقیه اعضا هستم


بوریس ارنبورگ دیگر کاریکاتوریست یهودی روسی الاصل ساکن اسرائیل بعد از مشاهده هر دو کار گفته:
من از روی خیر خواهی باید بگویم برای این کاریکاتوریست و همچنین هیات داوران واقعا متاسفم
سرگی تونین کاریکاتوریست برجسته روس که به عنوان داور دوسالانه چهارم شش
هفت سال پیش به ایران سفر کرده و در جشنواره آناپای روسیه رئیس هیات
داوران بوده در جواب ارنبورگ(برای هیات داوران متاسفم) گفته:
باور
کنید من نمی دانستم که این کار از روی کار لارسون کاریکاتوریست امریکایی
کپی شده...مثل بسیاری از کاریکاتوریست ها من هم تمامی کارهای لارسون را
ندیده ام در ضمن خیالتان را راحت کنم که من به این کار رای ندادم...طراحی
ضعیف کار مرا به خود جذب نمی کرد ولی در هیات داوران چند باستان شناس هم
بودند(چون مسابقه با مشارکت موزه آناپا برگزار شده بود) و کار
کاریکاتوریست ایرانی با رای باستانشناسان بالا آمد و در آخر لوح تقدیر
گرفت.من به این کاریکاتور توجهی نکردم و کار مورد توجه دیگران قرار گرفت.
میخائیل زلاتکوفسکی دیگر کاریکاتوریست برجسته روس که او هم به ایران جهت داوری دوسالانه دعوت شده در جواب تونین گفته :
سرگی
تونین عزیز شما به عنوان رئیس هیات داوران چطور توجه کافی نداشتید ؟؟در
صورتی که بیشترین توجه باید از آن رئیس هیات داوران باشد...در ضمن باید
بگویم متاسفم که یک ایرانی کاری مشابه کاری کرده که امروز خیلی زیاد از
کاریکاتوریستهای چینی می بینیم یعنی کپی کردن به جای فکر کردن
سرگی تونین در جواب زلاتکوفسکی گفته :
من نامه ای به دبیرخانه خواهم نوشت و کار لارسون را هم برایشان می فرستم و مطمئنم که آنها جایزه این ایرانی را حذف خواهند کرد....
زلاتکوفسکی در جواب گفته:
این شد یک چیزی....این کار یه که تمام جشنواره ها در اینجا (روسیه)و جاهای دیگر در برخورد با موارد اینچنینی باید انجام دهند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کاریکاتوریستها معمولا آرشیو ذهنی بسیار غنی دارند و از آنجا که بخشی
از کارشان دیدن و آنالیز کردن کاریکاتور دیگران است خیلی سریع متوجه
تشابهات می شوند چه برسد ب کپی های اینچنین واضح....
این روز ها حتی
تشابهات بسیار کوچک هم به سرعت شناسایی می شوند و دست زدن به کارهای
اینچنینی یا دست کاری و تغییر دادن سوژه های دیگران جز لطمه زدن به
کاریکاتور ثمر دیگری ندارد.
امروزه چینی ها را به عنوان کپی کار می
شناسند...چین کاریکاتوریستهای خیلی خوبی دارد اما کپی های خیلی تابلو توسط
یک عده که این وسط احترامی برای کاریکاتور قائل نیستند و مثل یک قاشق
نشسته می مانند که آمده اند کمی قورمه سبزی بخورند باعث ایجاد بدگمانی و
تردید به کاریکاتور این کشور شده.طوری که هر وقت یک کار خوب توسط یک چینی
می بینیم بلافاصله این پرسش در ذهنمان شکل می گیرد که کپی نباشد؟؟
با
چنین مواردی بشدت باید برخورد شود و مثل ورزشکاری که مدالی می گیرد و بعد
معلوم می شود که دپینگی بوده اینطور جوایز هم باید مردود اعلام شوند.
تشخیص
یک کار کپی با کاری که صاحبش ادعا می کند درگیر قضیه تشابهات ناگزیر شده
چندان کار دشواری نیست....مثلا کار گری لارسون را نگاه کنید یک کلاس درس
باستانشناسی را نشان می دهد که دانشجویان به عنوان تمرین مشغول کندن زمین
هستند و یکی از آنها که حواسش جای دیگری است از مسیر اصلی منحرف شده و
استاد به او تشر می زند که حواسش را بر روی کار متمرکز کند.....در کار کپی
شده دیالوگ استاد به شاگرد حذف شده(چون بدرد یک کار نمایشگاهی نمی خورده)
.....به نحوه اشاره استاد به شاگرد و حالت قرار گرفتن دستها توجه
کنید........!!!!
عناصر جزئی هم هستند که در خوشبینانه ترین حالت
ممکن هم امکان ندارد بصورت تصادفی در هر دو کار بکار رفته باشند.....سطل
آشغال کنار میز استاد.......بیلهای گوشه اتاق....ساعت روی دیوار که جای
شگفتی است که در هر دو کار ده و نیم را نشان می دهد!!!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 13:58 توسط بهزاد ریاضی
|
این کاریکاتور رو برای جشنواره آناپای روسیه کشیدم با موضوع استراحت کنار در یا که برنده مدال نقره جشنواره و جایزه نقدی به ارزش 600 دلار شد....نکته جالب اینکه نفر اول جشنواره یوری کوزوبوکین بود که در هفتمین دوسالانه کاریکاتور تهران به ایران آمده بود و خودم مترجمش بودم.
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:25 توسط بهزاد ریاضی
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 4:29 توسط بهزاد ریاضی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 4:28 توسط بهزاد ریاضی
|


محسن دولو را پدر کاریکاتور نوین ایران می دانند.سال 1300 در تهران بدنیا آمد.
دولو با ترسیم کاریکاتور چهره خروشف(رهبر وقت شوروی)توانست اولین جایزه بین المللی در عرصه کاریکاتور را برای ایران از جشنواره مونترال کانادا در سال 1346 بدست بیاورد. دولو در همین سال اولین شماره نشریه کاریکاتور را منتشر کرد که تا سال 1357 یعنی 11 سال بی وقفه منتشر شد. اساتیدی چون بهمن عبدی و جواد علیزاده به نوعی همراه با این نشریه وارد دنیای کاریکاتور شدند.
محسن دولو در پنجم دی ماه 1376 دار فانی را وداع گفت...
امسال از کسی شنیدید یا جایی دیدید که در پنجم دی یادی از این هنرمند فقید بکنند؟ کسی از محل دفنش اطلاعی دارد؟ خوب نبود اگر در سالروز مرگش بچه های کاریکاتوریست سر خاکش می رفتند و دسته گلی تقدیمش میکردند؟
نمی دانم چرا هر سال از پنجم دی بدون هیچ واکنشی عبور می کنیم....
شاید ارتباط خوب دوللو با حکومت سابق دلیلی باشد بر اینکه کسانی سالمرگش را برویمان نمی آورند...بعضی معتقدند انتشار مجله کاریکاتور با پشتیبانی حکومت وقت در جهت تقابل با نشریه توفیق بوده است....
شاید اینها درست باشد ولی دوللو در کاریکاتور ایران جریان ساز بود و برای هنر کاریکاتور این مملکت خیلی زحمت کشید.
دیشب داشتم کتابهایم را زیر و رو می کردم که به بریده روزنامه ای برخوردم که 5 سال پیش از صفحه ترحیم
جدا کرده بودم...یکی از دوستان دوللو در پنجمین سال فوتش به یادش آگهی داده بود. قول دادم 5 دی از یادم نرود اما امسال هم فراموشش کردم....با خودم گفتم تا دی تمام نشده به یاد شما بیاورم.
دهمین سالگرد درگذشت پدر کاریکاتور ایران گرامی باد!
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 16:0 توسط بهزاد ریاضی
|

دوستم محسن رسول اف عکاس.کاریکاتوریست و فیلمساز مصاحبه جالبی با فلورین داروو کریهانا انجام داده که می توانید این مصاحبه را در آخرین شماره دو ماهنامه کیهان کاریکاتور بخوانید.
فلورین از داوران دوسالانه هشتم و از کاریکاتوریستهای برجسته کشور رومانی است.او چندین بار به عنوان برترین کاریکاتوریست کشورش انتخاب شده و 75 جایزه معتبر بین المللی دارد.
در عکس بالا فلورین کاریکاتوری را که ادواردو بابتیستائو (دیگر داور دوسالانه از کشور برزیل) از چهره اش کشیده به لنز دوربینم نشان می دهد..
در مورد محسن رسول اف هم باید بگویم به دوستی اش افتخار می کنم..محسن هم سن خودم است و از معدود نویسندگان زیر چهل سال !! کیهان کاریکاتور....به جزء کاریکاتور در سینما و عکاسی هم موفق است و این خیلی عالیست که یک جوان به جزء دختر به مسائل دیگری هم فکر کند و در آنها موفق باشد!! (باور کنید خیلی عالیست آن هم در کشور ما)
مصاحبه با فلورین را حتما بخوانید...بدردتان می خورد
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 21:45 توسط بهزاد ریاضی
|
در خانه علی شهرکی چشمی ندارد...شاید به این خاطر که شهرکی نیازی ندارد که ببیند چه کسی پشت در است....بچه ها می گویند آنقدر رفت و آمد به خانه اش زیاد است که همیشه آماده پذیرش مهمان است و نیازی به آماده شدن ندارد.....
چند شب قبل مهمان خانه علی شهرکی بودیم...امین مویدی و امیر سقراطی و من...
ساعت 7شب رفتیم و قرار بود ساعت 10 رفع زحمت کنیم اما صحبت هایمان گل انداخت و قرار شد شام هم آنجا بمانیم...برنامه دو قدم مانده به صبح را با هم دیدیم...شام که خوردیم سنگین شدیم .. چرتمان گرفت و قرار شد همانجا بخوابیم...خانه شهرکی خیلی گرم بود رختخواب هایش هم خیلی نرم بود..
دیشب میان حرفها یاد مقاله ای افتادم که در مورد کاتالوگ دو سالانه هفتم نوشتم و هیچوقت چاپ نشد...به این خاطر که چند نفر عقیده داشتند من با نوشتن این مقاله می خواهم نان تپلی به شهرکی قرض بدهم...
من نه نان قرض می گیرم نه قرض می دهم(خودم می رم نانوایی می گیرم) با علی هاشمی هم هیچوقت قلبا نمی توانم خوب باشم چون یک دوره ای چپ و راست در هر مسابقه کاریکاتوری اول می شد و غرور و اعتماد بنفس جماعتی را از بین می برد!!!!
کاتالوگ دوسالانه انصافا خوب بود....به پوستر دو سالانه هفتم انتقاد زیاد شد ولی جایی نشنیدم کسی انتقادی به کاتالوگ داشته باشد....این کم حرفی نیست که کارتان بصورتی باشد که کسی نتواند به آن انتقاد کند...می تر سم زیاد حرف بزنم و باز متهم بشوم......شاید اگر کمی به شهرکی کم لطفی نمی شد سالها بعد کسی نمی گفت کاریکاتوریستی بود که نقاش شد....کاتالوگ دوسالانه هفتم بهترین کاتالوگ این هفت دوره بود باید صبر کنیم کاتالوگ دوسالانه هشتم چاپ شود تا باز به قضاوت بنشینیم.........
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:2 توسط بهزاد ریاضی
|

داوری جمع بندی چند سلیقه است..سلیقه داورانی که برای داوری دعوت می شوند...
این سلیقه ها خیلی شخصی اند هر کدام از داورها این سلیقه را از روی تجربه سالها تمرکز بر کاریکاتور بدست آورده اند و به خاطر شخصی بودن این سلیقه است که به تیم داوری دعوت می شوند....مثلا می گویند فلان داور کارهای تکنیکی را دوست دارد و فلانی کارهای مفهومی را و..............
هیچ کس حق ندارد داوری را به جهت عدم انتخاب کارش توسط وی باز خواست کند.....حتی اگر تمام عالم معتقد باشند یک کار خوب است ممکن است یک داور سلیقه اش با آن کار همخوانی نداشته باشد و به آن کار رای ندهد...
کوزوبوکین 15 سال است که برای یومیوری شیمبون کار می فرستد و 15 سال است که کارهایش حتی به نمایشگاه یو میوری راه پیدا نمی کنند. یادم می آید که به کوزوبوکین گفتم وقتی بی محلی آنها را به کارهایت می بینی چرا دوباره برایشان کار می فرستی؟ او جواب داد این حق آنهاست که از کار من خوششان نیاید من با ارسال کارهایم این حق را به آنها می دهم..وظیفه من کار کردن است و وظیفه آنها داوری کردن!
وقتی کار شما برای نمایشگاه انتخاب نمی شود به این معنی نیست که کارتان بد است و یک کار بد هم نمی تواند با ورود به نمایشگاه مهر تایید بگیرد....در دو سالانه امثال کارهایی بودند که عبورشان از گزینش های داوری عجیب بود....
در دوسالانه قبل یکی از کارهای محمد علی خلجی به نمایشگاه راه پیدا نکرد اما همان کار بعدا 4پنج تا جایزه گرفت...یا کار من که در روسیه مدال نقره گرفت امسال حتی به نمایشگاه دوسالانه هم راه پیدا نکرد...این مسئله عجیبی نیست...یکجا داوری کارت را می پسندد ویکجای دیگر نمی پسندد....ارزش واقعی یک کار فراتر از اینهاست...از علیرضا نصرتی وام می گیرم که در صحبتی با من به این مسئله اشاره کرد که در دربار سلطان محمود 2000شاعر بودند و بدبخت ترینشان فردوسی بود که روغن چراغش را از این و آن قرض می گرفت امروز آن 2000شاعر کجا هستند؟؟
اما نکته ای که باقی می ماند و انتقادی که به این دو سالانه و قبلی ها می شود اینکه کار بعضی از کاریکاتوریست ها بخاطر سابقه فردی شان وارد نمایشگاه شده بود نه اثرشان...اگر من اشتباه می کنم لطفا من را از اشتباهم مطلع کنید:در این دو سالانه من کارهای متوسط رو به پایینی از کاریکاتوریست های خوبی دیدم که کارهای خوب کاریکاتوریستهای متوسط می توانستند جایگزین آنها شوند....
در پایان باید بگویم نگذارید انتقادهای بی اساس و بی مورد موج اعتراضات مو جود را همراهی کنند.
از خودتان بپرسید برای دوسالانه چقدر وقت گذاشتید؟شب قبل از پایان مهلت کار کردید و صبح با پیک موتوری کارتان را فرستادید یا از ماهها قبل درگیر بودید؟ خودتان بهترین داور کارهایتان هستید اگر صادق باشید.....
من دو تا از کارهایی را که برای دو سالانه فرستادم و در نمایشگاه پذیر فته نشدند را بالای این مطلب قرار دادم....نه برای اینکه بگویم ببینید چقدر خوب بودند!!!!فقط به این خاطر که این امکان پیدا نشد که در دوسالانه آنها را ببینید.
+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 2:14 توسط بهزاد ریاضی
|


ا
اولگ گوتسول کاریکاتوریست اوکراینی امسال از اعضای هیات داوران دوسالانه کاریکاتور تهران بود.
من هم بعنوان مترجم این فرصت را پیدا کردم که ۱۰ روز با اولگ باشم.
اولگ خیلی مهربان و دوست داشتنی است...خیلی با روحیه است شاید به خاطر سوگلی که ۲سال پیش به عنوان زوجه اختیار کرده! و ۲۰سال از خودش کوچکتر است!(اولگ متولد ۱۹۶۴)است.
یکی از خاطرات خوبم با اولگ شبی بود که به استودیوی برنامه زنده دو قدم مانده به صبح شبکه چهار با اجرای محمد صالح علاء رفتیم.
آن شب به ما خیلی خوش گذشت...ما را مثل عروس حجله بسته گریم کردند.....بهرام عظیمی کارشناس بخش کاریکاتور بود که واقعا کاریکاتوریست با صفایی است.محمد صالح علاء هم حرف نداشت..خاکی و مهربان...بعد از برنامه با ماشینش من را رساند و کتاب معروف سفیدش را هم به من هدیه داد.همان کتابی که در مورد زنان است و همه صفحاتش سفیدند.
قبل از شروع برنامه به خواهرم هاله سفارش کردم همه را خبر کند تا برنامه را ببینند....برنامه که تمام شد هاله اس ام اس داد:بهزاد جان همه برنامه را دیدند...همه را خبر کردم...از فامیل تا در و همسایه را ...فکر کنم فقط ننه قمر شله پز برنامه ات را ندیده باشد!!!!!!!
+
نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 3:13 توسط بهزاد ریاضی
|